۱۳۸۹ اردیبهشت ۴, شنبه

روابط عمومي و برنامه ريزي

برنامه ريزي
برنامه‌ریزی یكی از وظایف اصلی مدیریت در هر حرفه ای است. برنامه‌ها موتور حركت از وضع موجود به وضع مطلوب و مورد نظر است.
برنامه ریزی عبارت از یک سلسله عملیات منظم، سیستماتیک و مرتبط با یکدیگر بوده که به منظور دستیابی به یکسری اهداف معین و مشخص توسط یک نهاد، سازمان و یا دولت برای یک مدت معین انجام می گیرد.
برنامه ريزي استرات‍ژيك
براي كمك به سازمانها، براي تدوين يك چشم انداز و تعيين جايگاه خود و مسير حركت درآينده، تدوين برنامه استراتژيك لازم است. فرآيند برنامه ريزي استراتژيك يك پيام مهم و اثرگذار دارد و آن اين است:
”تنها چيزي كه براي شروع نياز داريم يك روياست، رويايي كه بتواند ما را در بهتر از گذشته بودن ياري دهد. تنها چيزي كه بايد در وجودمان داشته باشيم باور است، باوري كه تضمين كند رويايمان به واقعيت خواهد رسيد. تنها چيزي كه بايد انجام دهيم عمل است و زمان همين حال است.“
برنامه ریزی عملیاتی:
برنامه ریزی عملیاتی عبارت از چگونگی تعیین اهداف و تبدیل این اهداف به صورت عملیات و پیش بینی روش های اجرای آن می باشد.
اصول تعیین اهداف در برنامه ریزی عملیاتی:
1- مطالعه شده باشند.
2- صراحت داشته باشند.
3- محاسبه شده باشند(کمی)
4- مدت انجام آن معین باشد.
5- هزینه های انجام آن معین باشد.
6- واقع گرا باشند.
7- با اهداف کلی و بلند مدت سازمان هماهنگ باشد.
8- با سایر اهداف هماهنگ باشند.
9- متضمن راه حل های عملی باشند.
10- به ماموریت سازمان توجه کامل داشته باشد.
11- توالی و استمرار داشته باشد.
12- متناسب با قدرت اجرایی موجود باشد.
13- با نظر مجریان شکل گرفته شده باشد.
14- قابل نظارت، ارزیابی و کنترل باشد.
روابط عمومي و برنامه ريزي
امروزه شرایط به گونه‌ای شكل گرفته است كه تمام تلاش برنامه‌ریزان در این جهت ساماندهی می‌شود كه آینده از هم اكنون شكل بگیرد و بتوانیم هر چه بیشتر خود را از رویدادهای غیرمنتظره برهانیم و گسترش شبكه‌های اطلاع‌رسانی و پیچیده شدن روابط اجتماعی و انسانی، روابط عمومی‌ها را بیش از پیش ملزم به تدوین برنامه‌ای همراه با تحقیق و مطالعه كرده است.
یك برنامه روابط‌عمومی موثر باید مبتنی بر هدف‌های روشن و دقیق باشد چرا كه شناخت مخاطب، انتخاب شیوه مناسب ارتباطی، روابط عمومي را به تشخیص درست از نیاز و هدف مشتری یا مخاطب رهنمون مي سازد.
فرآيند برنامه ريزي با شناخت وضعيت موجود شروع، و با تعيين اهد اف و تبين راهكار هاي دسترسي به آن اهداف ادامه مي يابد.
يكي از وظايف خطير روابط عمومي در هر سازمان داشتن شناخت علمي از تشكيلات ، عملكرد و اهداف سا زمان و آشنايي با نقاط قوت و ضعف آن است . برنامه روابط عمومي مي بايست به گونه اي تدوين گردد كه اين شناخت ، همه جانبه و موثر به مخاطبان مجموعه منتقل گردد ، از جمله مديران ، كاركنان و گروه هاي درون سازمان و مخاطبين خارج از سازمان مانند قانونگذاران ، دولت و سرمايه گذاران ، شخصيت هاي سياسي موثر ، دانشجويان و نوآوران ، وسايل ارتباط جمعي ، سردبيران ، و خبرنگاران و .... كه به نحوي با سازمان در ارتباط هستند .
روابط عمومي وظيفه دارد چون آينه درخواست و توقع مخاطبين را به مديران سازمان و عملكرد و نقاط برجسته ي فعاليت ها را به بيرون از سازمان منعكس نمايد . لذا در تعريف اهداف برنامه ي خود در تابعيت از سياست ها و برنامه هاي كلان سازمان قرار

منابع:
1- آیت اللهی، رضا(1380)، اصول برنامه ریزی، سازمان مدیریت و برنامه ریزی کشور، تهران.
2- آهنگران، محمداسماعیل(1382)، اصول و مبانی برنامه ریزی استراتژیک، موسسه فزهنگی انتشاراتی زهد، تهران.
3- سازمان مدیریت و برنامه ریزی(1383)، مطالعات آمایش سرزمین، دفتر آمایش و توسعه پایدار، تهران.
4- سازمان مدیریت و برنامه ریزی(1383)، قانون برنامه چهارم توسعه، معاونت امور اداری، مالی و منابع انسانی، تهران.
5- شکوهی، علیرضا و محمد نثاری(1381)، برنامه ریزی استراتژیک: راهنمای کاربردی ایجاد و توسعه، انتشارات بیست، اصفهان.
6- مجتهدزاده، غلامحسین(1368)، مقدمه ای بر اصول و مبانی برنامه ریزی منطقه ای، انتشارات دفتر آموزش ضمن خدمت وزارت آموزش و پرورش، تهران.
7- مجلس شورای اسلامی(1384)، پیشنهاد روشی برای بودجه ریزی عملیاتی، مرکز پژوهش مجلس، تهران.

۱۳۸۹ فروردین ۳۰, دوشنبه

روابط عمومي و فرهنگ سازي

در تعريف فرهنگ، تعابير فراواني وجود دارد. انسان شناسان كلاسيك، فرهنگ را در يك معناي وسيع، معادل (سبك زندگي) تعريف مي كنند؛ ولي جامعه شناسان، فرهنگ را مجموعه اي از انديشه ها و ارزش ها مي دانند.(2) در جاي ديگري، فرهنگ مشخص كننده باورداشت ها، مسلك ها و اسطوره ها، يعني صور ذهني دسته جمعي يك اجتماع كه به تعبيري، عوامل روحي و رواني آن جامعه مي باشد، تعريف شده است.(3) به بيان ديگر، فرهنگ، عناصر زيادي را در سطوح مختلف از جمله: عقايد، عواطف، ارزش ها، هدف ها، كردارها، تمايلات و اندوخته ها را در برمي گيرد.(4)
در جاي ديگر آمده است كه فرهنگ، مجموعه اي است از فضايل و هنرها و آداب و دانش ها و معارف و كليه نيروهاي اخلاقي و روحي كه بشر را از حالت بدوي و ابتدايي خارج ساخته و به سوي كمال معنوي سوق مي دهد.(5)
(ادوارد تايلر)، مردم شناس انگليسي، در سال 1871 ميلادي در كتاب فرهنگ ابتدايي، فرهنگ را كليتي در هم بافته شامل: دانش، هنر، اخلاق، قانون، آداب و رسوم و هرگونه قابليت و عادت كه به وسيله انسان، به عنوان عضوي از جامعه، كسب شده است، مي داند.(6)
از مجموع اين تعاريف، مي توان اين گونه استنباط و استخراج كرد كه: (فرهنگ، مجموعه دانش ها، بينش ها، نگرش ها، منش ها و ارزش هاي يك ملت) محسوب مي شود.
بي گمان با شتاب تحولات در حوزه فناوري در عصر ارتباطات، فرهنگ نيز دستخوش تحول شده و اين روند تا سرحد تضاد با فرهنگ هاي سنتي پيش خواهد رفت. كسي به يقين نمي داند در آينده چه اتفاق مي افتد. اما بي ترديد بسياري چيزي را جست وجو خواهند كرد كه خود آن را نابود كرده اند و آن اصالت و هويتي است كه ريشه در تمايز ميان آداب، رسوم، سنن، عقايد و در يك كلام فرهنگ جوامع مختلف و... دارد؛ چرا كه همه ي ارزش و اعتبار ميراث فرهنگ بشري نتيجه ي تنوع انديشه ها و فرهنگ هاي گوناگون بوده است و برخورد و پيوند آنها با يكديگر و در عصر ما با گسترش و نفوذ روزافزون و شگفت انگيز وسايل ارتباط جمعي كم كم جهان به طرف كلي سازي و يكنواختي زيان بخشي سوق داده مي شود. (7)
 از اين رو فرهنگ سازی در سازمان به عنوان يكي ازنقش ها و كاركردهاي روابط عمومي با توجه به آن چه در پي مي آيد از اهميت وي‍ژه اي برخورداراست:

1- هدف فرهنگ سازی این است که احساس هویت را در اعضای سازمان تقویت کند به طوری که درآنان نسبت به باورها و ارزشها تعهد ایجاد کند.
2- ارزش ها موجب تقویت و ثبات هرچه بیشتر سازمان می شوند و افراد تازه وارد را با علت وجود فعالیت و رویدادهای سازمان آشنا می کنند.
3- قدرت فرهنگ ، بیانگر یا نشان دهنده توافقی است که بین اعضای یک سازمان و ارزش های خاص آن وجود دارد.
  با توجه به اين نكات برای عملی کردن نقش فرهنگ سازی:
1- ارزش آفرینی از طریق تضعیف ویژگی های نامطلوب و تقویت ارزش های فرهنگی مطلوب.
2-تغییر فرهنگ سازمانی از طریق شناساندن آن به کارکنان سازمان.
3-داشتن نقش قهرمان فرهنگی در سازمان برای الگو برداری دیگران.
4- ایجاد انسجام فرهنگی میان کارکنان به شکلی که همه دارای یک فرهنگ مشترک و قوی شوند.
5- ایجاد موج های فرهنگی جدید و به تعبیری ایجاد خلاقیت در فرهنگ سازمان.
6- نهادینه کردن فرهنگ سازمان از طریق اجرای درست سیاست ها و برنامه های سازمان.
مي  تواند مفيد ومؤثر باشد.
 پي نوشت:
 
1ـ حـجه الاسلام والمسلمين محمد مهدى ماندگار, كارشناس ارشد علوم سياسى از موسسه آموزش عالى باقرالعلوم(عليه السّلام).
2 ـ برگرفته از: مسعود چلبى, جامعه شناسى نظم, ص 54.
3 ـ مـوريـس دوورژه, جـامـعه شـناسى سياسى, ترجمه دكتر ابوالفضل قاضى, (تهران: دانشگاه تهران, 1367), ص 160.
4 ـ محمدتقى جعفرى, فرهنگ پيرو و فرهنگ پيشرو, ص 22.
5 ـ رضا ثـقفى, (مفاهيم فرهنگ در ادبيات فارسى), مجله فرهنگ و زندگى, شماره 1, سال 1348, ص 25.
6 - Milton Singer "Culture internasional Encyclopedia of social sciencesvol, 3, 1996,P,527.
7- ولي الله جوكار(نقش مديريت در فرهنگ سازي سازماني)، مجله تدبير، شماره 164، دي ماه 84

۱۳۸۹ فروردین ۲۲, یکشنبه

روابط عمومي و آفت روز مررگي

یکی از آفت های جدی در عرصه ي مدیریت هر کاری " روزمررگی " است که شاید بتوان گفت این آفت بیش از هر چیز و جای دیگر دامنگیر نهاد روابط عمومی شده است.
نگاهی به پیشینه تاریخی روابط عمومی و چگونگی شکل گیری آن در ایران نشان از حضور نیروهای غیر متخصص در این عرصه همراه با سیستم مدیریتی کاملا" بسته و منفعل دارد و همین مهم روابط عمومی ها را متأسفانه به ورطه ای کشاند که بجای انجام رسالت اصلی خود ، بیش از هر چیز به حاشیه ها پرداخته و موجب شکل گیری نگاه عمومی و تصویر ذهنی مردم و مخاطبان از روابط عمومی به این سبک و سیاق شود. و ایجاد این نوع نگرش به روابط عمومی از سوی مردم ، این نهاد پویا را عملا" گرفتار روزمررگی ها نماید .
اگر واقع بین باشیم در می یابیم که تصویر ذهنی مردم از روابط عمومی در عباراتی چون : " تبليغات چي " ، " پوستر چسبان " ، " تشریفات چی " ، " مراسم گردان " و نهایتا" " توجیه گر اعمال نادرست سازمان " ؛خلاصه می شود . هر چند که باز اگر بخواهیم منصفانه قضاوت کنیم باید بگوییم که در یک دهه ي گذشته حرکت های مثبت و ارزنده ای در جهت رشد و تعالی رسالت روابط عمومی و تبیین جایگاه آن صورت پذیرفته است و لی این تحولات نه کافی بوده و نه موجب تغییر نگرش اساسی در مردم شده است .
البته هر یک از تعابیری که در بالا ذکر شد ممکن است یکی از فنون یا وظایف روابط عمومی باشد ، ولی هیچ یک نه تنها وظیفه است و نه اصلی ترین وظیفه! ؛ پس اگر مخاطبان هر سازمانی از روابط عمومی آن سازمان تعابیر مشابه داشته باشند، این بدان معناست که مدیران و کارگزاران روابط عمومی در آن نهاد یا سازمان از رسالت اصلی خود فاصله بسیاری گرفته اند و به شدت دامنگیر این آفت جدی _ که از آفات مدیریتی در جوامع در حال گذار نیز می باشد _ شده اند .
مهمترین عوامل تأثیر گذار در روزمررگی روابط عمومی را می توان در دو بخش " درون حاکمیت " و " خارج از حاکمیت " تقسیم کرد.
" دولت ، مدیران سازمان ها و مدیران و کارگزاران روابط عمومی " به عنوان عوامل درون حاکمیت و " کارکنان سازمان ها ، ارباب جراید و مخاطبان " به عنوان عوامل خارج از حاکمیت مطرح می باشند که در اين مختصر سعي مي كنم به تحليل و بررسي نقش عوامل درون حاكميت به عنوان پارامترهاي  كليدي بپردازم :
1- دولت : دولتمردان وسیاستگذاران هر نظامی ، تبیین کننده نقش مردم در حاکمیت می باشند.میزان اعتقاد دولت به دسترسی مردم به جریان آزاد اطلاعات ، تعیین کننده ي حد و مزر روابط عمومی درجوامع باز و فارغ از سیستم های مدیریتی بسته خواهد بود. هرچقدر بر میزان اطلاعات و دانش عمومی مردم افزوده شود ، با حقوق خود نسبت به حاکمیت بیشتر آشنا شده و کارکرد روابط عمومی در چنین شرایطی تخصصی تر ، پویا تر و معنا دار تر خواهد بود و بالعکس به هر میزانی که جامعه، سنتی تر و به دور از جریان آزاد اطلاعات باشد ، روابط عمومی نیز به حاشیه رانده شده و برای توجیه حضور خود به ناچار به روزمررگی کشانده خواهد شد.
2- مدیران سازمان ها : سازمان ها به عنوان اولین کانال ارتباط مخاطبان بیش از هر عنصر دیگری در پویایی روابط عمومی ها مؤثر می باشند ، و مدیران به عنوان عامل اصلی در هر سازمانی می توانند در تعیین نقش و جایگاه روابط عمومی به عنوان حلقه واسط بین سازمان و مردم ؛ تأثیر گذار باشند .
اگر مدیران به مدیریت مشارکتی به معنای واقعی آن – نه به شکل صوری و فقط در گفتار – اعتقاد داشته باشند ، پر واضح است که باید استراتژی سازمان را با مشارکت کارکنان و نظر و خواست مخاطبان خود تعریف نمایند. در این نوع مدیریت ؛ کارکنان و مخاطبان سازمان نه تنها از تمام امور سازمان اعم از سیاست گذاری ها و راهبرد ها آگاه خواهند بود بلکه با ارائه نظرات و پیشنهاد های خود در تصمیم سازی ها دخیل و بر انجام امور و جریان حرکتی سازمان نیز نظارت مستقیم و غیر مستقیم خواخند داشت. مدیران نیز در چنین سیستمی ملزم به پاسخگویی در قبال مسؤولیت های خود خواهند بود و اینجاست که روابط عمومی به عنوان یک نهاد پویا و در راستای رسالت های اصلی خود ، از انفعال خارج شده ، به انجام وظیفه خواهد پرداخت.
ولی در صورتی که مدیران به اداره سازمان به شیوه های سنتی بپردازند – که متأسفانه بیشتر مدیران ما با این رویکرد به مقوله مدیریت می نگرند – بی تردید روابط عمومی هم از اطلاع رسانی شفاف دور شده و بیشتر به عنوان توجیه گر اعمال نادرست سازمان به ایفای نقش می پردازد و ادامه این روند یعنی پاسخ های از پیش تعیین شده برای توجیه افکار عمومی و افتادن در دام روزمررگی .
3- مدیران و کارگزاران روابط عمومی : با توجه به تمامی مسائل مطرح شده به اعتقاد بنده اگر مدیران روابط عمومی با این فن به شکل حرفه ای آشنا باشند ؛ حتی المقدور اجازه نخواهند داد این آفت (روزمررگی ) دامنگیر این نهاد شود .
با نگاهی به پیشینه تاریخی روابط عمومی ها در ایران ، می بینیم که هرگاه مدیر روابط عمومی از بین افراد غیر متخصص و یا به دور از تجربه کافی در این عرصه انتخاب شده است ، فقط به دلیل عدم آشنایی با این فن ، روابط عمومی را به سمت و سویی برده است که حتی برداشت عمومی از این حرفه را تغییر داده است ، تا حدی که اغلب مدیران سازمان ها یا فکر می کنند یا بهتر است بگوییم ترجیح می دهند که اینگونه فکر کنند ! که مدیر روابط عمومی اگر خطاط خوب ، مجری خوب و مداح خوب و یا ... باشد ، برای این حرفه کفایت می کند! و گزینش مدیران و مسؤولین غالبا" بر این اساس شکل می گیرد.

۱۳۸۸ اسفند ۲۹, شنبه

سال نو مبارک


امیدوارم زیباترین گل ها زیر
پایتان؛

قشنگ ترین چشم ها بدرقه ی راهتان؛

دل انگیز ترین لبخند ها بر لبانتان

و بالاترین دست ها نگهبانتان باشد.


پیشاپیش عید باستانی نوروز مبارک

۱۳۸۸ اسفند ۲۲, شنبه

روابط عمومي و خرد جمعي

فرانسيس گالتون،‌ دانشمند انگليسي متخصص آمار و وراثت، كه نظريه‌اي داده بود مبني بر اين كه كمال انساني، وراثتي است و اندك افرادي واجد شرايط لازم براي حفظ سلامت جامعه هستند، در پاييز سال 1906، در جشنواره‌ي محلي دام‌ و ماكيان غرب انگلستان در پليموث شركت كرد. طبق سنت، در اين جشنواره، در كنار جشن‌ها و شادي‌ها، اهالي منطقه گاوها، گوسفندان، مرغ‌ها، اسب‌ها و دام‌هاي ديگر خود را به نمايش مي‌گذاشتند و به‌ بهترين‌ها جايزه‌ مي‌دادند.

همان طور كه گالتون در بخش‌هاي مختلف جشنواره قدم مي‌زد، به يك مسابقه‌ي حدس وزن رسيد. گاو نر درشتي را به نمايش گذاشته بودند، و مردم صف كشيده بودند تا وزن گاو را حدس بزنند. مسابقه از اين قرار بود كه هركس شش پني مي‌داد و برگه‌اي شماره خورده مي‌گرفت كه در آن، بعد از نام و نشاني‌اش، تخمين خودش را از وزن گاو حدس مي‌زد، و قرار بود به بهترين تخمين‌ها، جايزه‌ بدهند.
هشتصد نفر در اين مسابقه شركت، و بختشان را امتحان كردند. خيلي از آن‌ها كشاورز يا قصاب‌هايي بودند كه به‌طور طبيعي، متخصص اين كار به‌نظر مي‌رسيدند و قاعدتاً بايد به‌خوبي وزن گاو را تخمين مي‌زدند، اما وقتي نتيجه‌ را اعلام كردند، افراد خيلي كمي توانسته بودند تخميني نزديك به وزن واقعي گاو بزنند و اتفاقاً بيشتر اين افراد، تخصص خاصي در دامداري نداشتند و احتمالاً حدسشان تصادفي نزديك به واقعيت درآمده بود، اما هيچ كس نتوانسته بود وزن دقيق گاو را تعيين كند.
گالتون علاقه‌مند شد تا ببيند ميانگين وزن‌هاي تخميني اين هشتصد نفر چه اندازه‌اي بوده است، و مي‌خواست با اين محاسبه، ثابت كند كه «همه» اغلب موارد در اشتباهند. بنابراين، سراغ برگزاركننده‌هاي مسابقه رفت و فرم‌هاي شركت در مسابقه را از آن‌ها قرض گرفت. 13 فرم را به‌علت ناخوانا بودن كنار گذاشت، و تخمين ثبت شده در 787 برگه‌ي ديگر را روي نمودار برد و ميانگين آن را محاسبه كرد. اين ميانگين، به‌طور كمّي، «خرد جمعي» يا «هوش جمعي» مردم پليموث را مشخص مي‌كرد. يعني اگر اين هشتصد نفر در يك نفر تجميع مي‌شدند، تخمين آن يك نفر، اين عدد مي‌بود.
حدس گالتون اين بود كه تخمين ميانگين شركت‌كنندگان، بايد بسيار با وزن واقعي گاو فاصله داشته باشد،‌ چرا كه فقط چند نفر توانسته بودند وزني نزديك به وزن گاو را ثبت كنند و تعداد زيادي، وزن‌هايي بسيار دور از واقعيت را پيشنهاد كرده بودند.
اما گالتون در اشتباه بود. «خرد جمعي» حدس زده بود كه وزن گاو، بايد 1.197 پوند باشد، و وزن واقعي گاو، 1.198 پوند بود. به عبارت ديگر، حدس كلي جمعيت، دقيقاً درست بود.
نتيجه‌اي كه مي‌شود از اين آزمايش گرفت، اين است كه در شرايط مناسب، جوامع به‌شكلي خارق‌العاده باهوشند، و هوش جامعه از هوش باهوش‌ترين افراد جامعه بيشتر است، و حتي اگر بيشتر افراد عضو جامعه، از هوش بالايي برخوردار نباشند، تصميم كلي آن جامعه، خردمندانه خواهد بود.
اين هوش يا خرد جمعي، در زمينه‌هاي مختلفي فعال است. خرد جمعي است كه باعث مي‌شود موتور جستجوي گوگل، از ميان ميليون‌ها صفحه، همان صفحه‌اي را پيدا كند كه حاوي مطلب مورد نظر ما است. خرد جمعي خطا نمي‌كند، اما افراد ــ حتي باهوش‌ترين و عالم‌ترين آن‌ها ــ خطا مي‌كنند.
روابط عمومي در هر سازماني به عنوان مشاور در امر مديريت بايد ضمن شناسايي و طبقه بندي دقيق مخاطبان خود از نيروي عظيم خرد جمعي به عنوان موتور محركه ي سازمان استفاده كند، وبراي اين مهم بايد هميشه به ياد داشت باشد كه:

1. هميشه اودرست نمي گويد، ديگران هم مي توانند نظرات صائب تري داشته باشند؛
2. ديگران هم مي توانند فهم درستي از مسائل داشته باشند؛
3. نبايد تصور كند كه هميشه فقط راهي كه سازمان مي گويد درست است؛
4. مخاطباني كه نظرشان با سازمان موافق نيست، دشمن سازمان نيستند؛
5. برا حل يك مسئله، راه حل سازمان تنها راه حل نيست؛
6. ديگران هم حق دارند به طور منطقي با نظرات سازمان مخالفت كنند.

روابط عمومي مي توند با بهره گيري ازويژگي هاي خرد جمعي و بكار بستن درست آنها ، نسبت به هدايت افكار عمومي در جهت رشد و تعالي سازمان؛ نقشي بي بديل ايفا كند.

۱۳۸۸ اسفند ۱, شنبه

ارتباطات و شبکه های اجتماعی

در عصر فرا اطلاعات نقش شبکه های اجتماعی از دید هیچکس پوشیده نیست. جامعه مانند شبکه ای از مقررات و نقش هاست که در آن ها برخی از افراد به لحاظ قدرت و کنترل عمومی با توجه به ابزارهایی که در اختیار دارند نسبت به دیگران از موقغیت برتری برخوردار می باشند.

با توجه به همین برتری ها، سلسله مراتب اجتماعی خاصی در جامعه شکل می گیرد که عبارتند از: گروه کوچک سرآمد های صاحب قدرت، گروه های وسیع طبقه ی متوسط و انبوه عظیم عامه ی مردم.
در بسیاری از کشورهای جهان سوم و حتی کشورهای در حال گذار؛ در کنار این گروه ها برخی گروه های خارجی نیز وجود دارند که از جهت سلسله مراتب نسبت به سرآمدان صاحب قدرت نیز مقام ممتازتری دارند و قادرند تصمیم ها، معیار ها، ارزش ها و استراتژی های خود را به دیگران تحمیل کنند.
در چنین شرایطی قشرهای پایین تر جامعه با گروه ممتاز به شکلی ناخواسته و غیر ارادی همراه می شوند و از برداشت های اجتماعی، ارزش ها و شیوه های رفتاری آنها تقلید می کنند.
با توجه به اقتضائات عصر حاضر؛ شبکه های اجتماعی نظر به خصوصیت ها و ویژگی های خاص ارتباطی خود، نقش تعیین کننده ای در مناسبات اجتماعی ، ارزش ها و شیوه های رفتاری داشته و دارند.
با توجه به این شرایط هنر یک ارتباط دان ماهر در این است که چگونه از مهارت های ارتباطی خود استفاده کرده و آن ها را شکل دهد تا کمتر دچار مشکل شود.
البته به این نکته نیز باید توجه داشته باشیم که مشکلات ارتباطی اغلب از نا آگاهی انسان ها سرچشمه می گیرد و این مشکل در هر جامعه ای اعم از باز یا بسته شکل خاص خود را پیدا می کند.

۱۳۸۸ بهمن ۶, سه‌شنبه

تبریک یک انتصاب و بیان چند نکته!


با انتصاب رئیس مرکز اطلاع رسانی و روابط عمومی وزارت آموزش و پرورش پس از وقفه ای تقریبا" یک ماهه،و نظربه حساسیت های وزیر محترم آموزش و پرورش نسبت به بحث روابط عمومی امیدواریم که از این پس شاهد ساماندهی اوضاع این حوزه باشیم و این خلاء و وقفه ی ایجاد شده- همانگونه که قبلا" نیز به آن اشاره کرده بودم - به بهترین شکل برطرف گردد.
بنده نیز به عنوان یک عضو سابق شورای اطلاع رسانی این وزارتخانه، ضمن تبریک انتصاب مهندس فرهادی؛ با بیان چند نکته ی مهم درخصوص روابط عمومی؛ برای ایشان آرزوی توفیق دارم .

  • مدیریت درروابط عمومی با دیگر جایگاه هاي مديريتي، متفاوت است و توجه به این مهم می تواند فعالیت در این حوزه را تسهیل بخشد.
  • در روابط عمومی اهداف به صورت معناداری با اهداف سازمان متفاوت است . هرچند که فعالیت روابط عمومی در راستای تحقق اهداف سازمانی است ولی راه و شیوه ی عمل کاملا" متفاوت است.
  • چگونگی نوشتن برنامه ی عمل در این حوزه؛ مهم و قابل اعتناست .
  • با توجه به تغییرات چارت سازمانی، انتخاب مدیران شایسته در حوزه های مختلف، کارگشا خواهد بود.